سيد صادق سجادى
279
تاريخ برمكيان ( فارسى )
نابينا اول حال ترسا بود و خداى تعالى او را اسلام روزى كرد و در فراست و قياس وهم از عجايب روزگار بود « 1 » . و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب . حكايت در صلات و مآثر فضل بن يحيى برمكى و عبد الله « 2 » بن عتبه شاعر « 3 » عبد اللّه بن حسين كه از ثقات است ، از احمد بن على عباس « 4 » روايت مىكند كه روزى من به خانهء فضل يحيى برمكى رفته بودم . قريب هزار شاعر به درگاه او جمع شده بودند و در ميان شاعران « 5 » ، جوانى بود كه به كمال فضيلت و نهايت علم و حسن اخلاق متّصف و به حليهء آداب و حزم تمام محلّى بود و در شيرينى سخن و لطافت و ظرافت يگانه و سرآمد روزگار خود بود و شعر هم خوب مىگفت ؛ و آن روز با شعرا در مجلس فضل حاضر بود ، نام او عبيد اللّه « 6 » بن عتبه . و اين شاعر « 7 » را مدتى گذشته بود كه به درگاه فضل آمد و شد مىكرد و چنانچه حق هنرمندى و فضايل او بود « 8 » ، كسى به سمع فضل نمىرسانيد و آنچه ميانهء عامهء شعرا « 9 » مقرر شده بود « 10 » به او مىدادند و بدان راضى نمىشد و آن را قبول نمىكرد و
--> جميع همسايگان يحيى آسوده و مرفه بودند و بعضى هنگام آن بودى كه اگر دانستى كه همسايگان دور تر به مال بفروختى ، آن زمان آن قدر مال موجود نبود . عجب حالات مىگذشت كه آن خانه و مال كه فرموده بودند بدان نابينا نمىرسيد تا ايّامى رسيد كه به آل برمك آفت رسيد و جعفر كشته شد . ( 1 ) . ك : + و در جمله برامكه را رسم نبود كه در عطا نمودن مقدارى نگهداشتندى . سخاوت و عطاى ايشان جبلى بود و اتّفاق همه مورخان بغداد است كه ايشان از نوادر و عجايب عهود آفريده شده بودند و لهذا چنين نيكنام رفتند . ( 2 ) . ك : و جابر عبد اللّه . ( 3 ) . عنوان را ل ندارد . ( 4 ) . ك : به جاى « از . . . عباس » دارد : روايت مىكند و او از منصور بن عبد اللّه بن مهدى راوى است و منصور از محمد بن عبد اللّه شنيده است كه عتابى روايت مىكند ! ( 5 ) . ل : آن شاعر . ( 6 ) . ك : عبد اللّه . ( 7 ) . ك : شاعر هنرمند . ( 8 ) . ل : - به . . . بود . ( 9 ) . ك : شاعران عامه . ( 10 ) . ل : - مقرر . . . بود .